ضرغامی: خودم را عین حاكمیت می دانم، ۳ هفته پیش با احمدی نژاد شام خوردم، انتخابات بلای جان كشور است

ضرغامی: خودم را عین حاكمیت می دانم، ۳ هفته پیش با احمدی نژاد شام خوردم، انتخابات بلای جان كشور است علم عدل ضرغامی: خودم را عین حاكمیت می دانم، ۳ هفته پیش با احمدی نژاد شام خوردم، انتخابات بلای جان كشور است


قسمتهای مهم اظهارات او را می خوانید: * در دولت آقای هاشمی رابطه مقام معظم رهبری با ایشان رابطه ای صمیمی و نزدیك بود. حتی در مواردی كه در بعضی از رویكردهای دولت اختلاف سلیقه هایی هم وجود داشت هیچگاه این رابطه صمیمی از بین نرفت.این وضعیت در دولت اصلاحات هم وجود داشت. در دولت اصلاحات هر زمان كه رئیس دولت اصلاحات به حمایت مقام معظم رهبری نیاز داشت این حمایت صورت می گرفت. حتی در مقاطعی كه مغایر قانون بوده و دولت تنها با حكم «ولی فقیه» می توانسته برنامه های خویش را اجرا نماید این حمایت صورت گرفته است. این وضعیت در دولت آقای احمدی نژاد هم وجود داشت.مقام معظم رهبری در دولت اول آقای احمدی نژاد كه ایشان با شعارهای عدالت خواهانه روی خدمت به مردم تمركز زیادی داشتند و تلاش می كردند از حاشیه ها دوری كنند، به صورت جدی از دولت حمایت می كردند. با این وجود در سال های پایانی دولت آقای احمدی نژاد كه ایشان از شعارهای خود فاصله گرفتند و وارد حاشیه هایی شدند به صورت طبیعی فاصله حاكمیت هم با ایشان بیشتر شد.مقام معظم رهبری تا زمانی كه روسای جمهور در چارچوب و هنجارهای انقلاب و نظام حركت كنند به صورت جدی از آنها حمایت كرده اند. * ممكن است این شائبه در میان افكار عمومی وجود داشته باشد كه بعنوان مثال آقای احمدی نژاد نسبت به آقای روحانی بیشتر مورد حمایت مقام معظم رهبری قرار داشته است.این در حالی است كه امروز بعضی از طرفداران آقای احمدی نژاد نسبت به حمایت بخش های مختلف حاكمیت از دولت آقای روحانی انتقاد جدی دارند و عنوان می كنند این حمایت ها از دولت آقای احمدی نژاد صورت نگرفته است.این وضعیت برای طرفداران دولت اصلاحات هم وجود داشت و این افراد هم عنوان می كنند كه دولت اصلاحات با فشارهای زیادی مواجه بوده است. * در مبحث توافق هسته ای ایشان حمایت قاطع و جدی از تیم مذاكره كننده هسته ای و آقای ظریف انجام دادند و من كمتر مشاهده كرده بودم كه رهبری برای كسی تا به این اندازه مایه بگذارند. * این مسأله كه ظاهر، ادبیات، خلق وخو و حجاب دختران تغییر پیدا كرده و شكل متفاوتی به خود گرفته به معنای فاصله گرفتن جوانان از مسیر انقلاب نیست. * افراد تا زمانی كه در یك سازمان فعالیت می نمایند مواضعی كه اختیار می كنند باید متناسب با جایگاه سازمانی خود باشد.این در حالی است كه فرد باید سازمانی كه در آن فعالیت می كند را قبول داشته باشد. مواضع امروز من با روز گذشته هیچ تغییری نكرده و تنها به علت سمتی كه در صداوسیما داشتم از بیان آن خودداری می كردم و آن را تنها در جلسات خصوصی عنوان می كردم. اگر امروز من با آقای ابطحی، نقویان، زم، حسین كروبی، سیدنظام موسوی، فردوسی پور، مسعود كیمیایی و... صحبت می كنم به علت این است كه علاقه دارم قرائت های آنها را نسبت به پدیده های موجود در جامعه بشنوم. برای بنده مهم است كه چرا سرنوشت فرزند آقای زم كه یك شخصیت فرهنگی برجسته كشور است به اینجا كشیده شده است. من دوست دارم قرائت آقای زم را هم در كنار قرائت امنیتی كه از این مسأله وجود دارد بشنوم. از جانب دیگر هنگامی كه قرائت آقای ابطحی از وضعیت زندان در مدت شش ماهی كه در زندان بودند را می شنوم متوجه می شوم كه این قرائت با قرائتی كه مطرح شده با هم تفاوت دارد. بنابراین هم این تفاوت ها ذهن من را واقعی تر و سالم تر می كند. * بنده امروز در وسط حاكمیت قرار دارم.به دلیل اینكه بنده خودم را عین حاكمیت می دانم و احساس می كنم باید نسبت به حاكمیت پاسخگو باشم. امروز برای مردم تفاوت نمی كند كه به فرض آقای روحانی رئیس جمهور است و یا آقای احمدی نژاد. مردم نسبت به مشكلات خود دغدغه دارند و به دنبال پاسخگویی مسئولان هستند. در نتیجه من باید از حاكمیت دفاع كنم و به مردم پاسخگو باشم. * صداوسیما هم به علت اینكه باید پاسخگوی مردم باشد در حوزه های مختلف چنین نگاهی در پیش گرفته بود. بعنوان مثال در حوزه ورزشی، سینمایی، علمی و اجتماعی همه كسانی كه صاحب نظر بودند تریبون رسانه ملی در اختیار آنها قرار گرفته است. بنده روزی نبود كه در جلسه هیأت دولت شركت كنم و از سوی آقای احمدی نژاد و رحیمی مورد مواخذه قرار نگیرم. این برخورد تا روزهای آخر دولت با بنده وجود داشت. این وضعیت در دولت آقای روحانی هم وجود داشت. با این وجود باید عنوان كنم كه بیشترین تعامل و ظرفیت را رئیس دولت اصلاحات در مقابله با برنامه های انتقادی صداوسیما از خود نشان می داد و ایشان بیشترین تعامل را با صداوسیما داشتند. در دولت آقای احمدی نژاد و به خصوص در چهار سال مشكلات صداوسیما و دولت در بیشترین حالت خود قرار گرفت به شكلی كه بیت رهبری پادرمیانی و وساطت كردند. آقای الهام در این زمینه مستندسازی كرده بودند و بعضی از اعضای نهادرهبری هم با ایشان همراهی می كردند. * امروز هم بعضی از این افراد كه بنده را می بینند عنوان می كنند كه ما نسبت به دولت آقای احمدی نژاد انتقاد جدی داریم اما صداوسیما هم در چهار سال اول دولت احمدی نژاد به شدت دولت را نقد می كرد. این وضعیت برای آقای روحانی هم وجود داشت و هرچه ما به آقای روحانی خدمت می كردیم و شرایط بیشتری برای ایشان در نظر می گرفتیم انتظارات ایشان افزایش پیدا می كرد. * بنده به هیچ عنوان نمی گویم كه همه عملكرد من در صداوسیما قابل قبول بوده است. با این وجود باید این نكته را هم در نظر داشت كه قضاوت های پسینی درباره رویدادهای تاریخی همواره صحیح نیست. در دوران مدیریت بنده در صداوسیما در زمینه ورزش و به خصوص فوتبال تزاحم ها و رویكردهای متضاد فوتبالی همواره دررسانه ملی به تصویر كشیده می شد. این وضعیت درباره سینما هم وجود داشت. در دوران مدیریت بنده بود كه برنامه «هفت» شكل گرفت كه با مخاطبان زیادی هم در زمینه سینما مواجه گردید.در مبحث رفتن آقای جیرانی از این برنامه هم بنده مخالفت كردم و به ایشان گفتم اجازه ندارید برنامه را ترك كنید. با این وجود با عنایت به هجمه های تند بعضی از اصولگرایان آقای جیرانی به این نتیجه رسیده بودند كه اگر برنامه را ترك كنند بهتر است و در نهایت هم این كار را انجام دادند. این وضعیت برای آقای فردوسی پور هم وجود داشت و هنگامی كه دعوا های فوتبالی و سیاسی در این برنامه شدت پیدا می كرد ایشان تنها با حمایت مدیریت سازمان به كار خود ادامه می دادند و دلگرم می شدند. * هنگامی كه مذاكرات سعدآباد انجام شد و بعد از این مذاكرات وزرای خارجه سه كشور اظهارنظرهای نامناسبی درباره این مذاكرات انجام دادند صداوسیما به این نتیجه رسید كه در این زمینه یك مستند بسازد. هنگامی كه این مستند ساخته شد آقای روحانی نسبت به پخش این مستند به دفتر رهبری گلایه كردند. بنده بارها به آقای روحانی كه در آن مقطع زمانی عضو شورای امنیت ملی بود عنوان كردم كه تریبون در اختیار شماست و هر زمان كه تمایل داشتید می توانید به شائبه ها دراین زمینه پاسخ بدهید.به همین دلیل هم برنامه «شناسنامه» در این زمینه و با گفت وگو با آقای روحانی برای پاسخگویی به شائبات درباره مذاكرات سعدآباد تولید شد و بعدا با همین عنوان ادامه پیدا كرد. * بعد از اتفاقات سال 88 بعضی از اصلاح طلبان را برای موضوعات خاص به صداوسیما دعوت می كردیم و از آنها می خواستیم كه تنها درباره آن مبحث دیدگاه های خویش را مطرح كنند. بعنوان مثال به مناسبت روز 13 آبان ما از آقای اصغرزاده و خانم ابتكار كه در تسخیر لانه جاسوسی حضور داشتند دعوت كردیم كه دیدگاه های متفاوت خویش را درباره این واقعه عنوان كنند.البته این كار برای ما هزینه های زیادی داشت و بعضی از رسانه ها كه نام نمی برم و شما می شناسید عنوان می كردند كه چرا به جای جوانان انقلابی یك پیرزن پشیمان را به صداوسیما دعوت كرده اید. با این وجود هنگامی كه آقای اصغرزاده و خانم ابتكار در برنامه زنده تلویزیونی حضور پیدا كردند به جای اینكه درباره واقعه 13 آبان صحبت كنند به بازخوانی فتنه سال 88 و دفاع از سران فتنه برخاستند و وارد مباحثی شدند كه صداوسیما برپایه مصوبات شورای عالی امنیت ملی دارای ملاحظاتی است. می دانستم كه آقای اصغرزاده و خانم ابتكار قرائت متفاوتی نسبت به فتنه سال 88 دارند. با این وجود به علت اینكه این افراد كه در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی نقش داشتند فراموش نشوند و نسل جدید قرائت آنها را هم درباره این واقعه بشنود این افراد را به صداوسیما دعوت كردم.این در حالی بود كه این افراد سادگی كردند و شرایط را مدیریت نكردند.بنده تمایل داشتم تا آنجا كه امكان داشت طیف های مختلف فكری و سیاسی در تلویزیون حضور داشته باشند و دیدگاه های خویش را مطرح كنند. با این وجود اگر در جایی این امكان وجود نداشته دیگر واقعا نمی شده است و جا برای مانور بیشتر نبوده است. * (در پاسخ این سوال كه چرا سال 88 تریبون را در اختیار طرفین دعوا قرار ندادید) اگر امروز شما رئیس سازمان صداوسیما بودید و آقای احمدی نژاد از شما درخواست می كرد كه تریبون صداوسیما را در اختیار ایشان قرار بدهید تا همه دیدگاه های خویش را مطرح كند شما چه پاسخی به ایشان می دادید؟اگر آقای رحیمی از شما درخواست كند كه در چند جلسه به سخنان آقای جهانگیری واكنش نشان بدهد آیا به ایشان این فرصت را می دادید؟شاید در ظاهر عنوان كنید كه موافقت می كردید؛ اما در واقعیت این اتفاق رخ نمی داد و شرایط برای چنین كاری مهیا نبود.آیا در شرایط كنونی اگر وزیر خارجه دولت آقای احمدی نژاد را به یك برنامه تلویزیونی دعوت كنید، تا سیاست خارجی دولت آقای روحانی را نقد كند آقای روحانی اجازه چنین كاری به شما می دهد؟ بدون شك دولت چنین اجازه ای به شما نخواهد داد.امروز آقای جلیلی دارای دیدگاه های مختلفی در زمینه مدیریت كشور است. با این وجودهیچ تریبونی در اختیار ایشان نیست و به جز محیط های محدود دانشگاهی ایشان هیچ تریبونی برای بیان دیدگاه های خود در اختیار ندارد. * اختلافات آقای قالیباف و رئیسی تا لحظه آخر پا برجا بود و هیچ جریانی نمی توانست این اختلاف را از بین ببرد.حتی «جمنا» هم نتوانست این اختلافات را آخر بدهد و همه چیزبه48 ساعت آخر كشیده شد.این در حالی است كه آقای قالیباف با تصمیم فردی خود از انتخابات كناره گیری كردند و هیچ كس ایشان را وادار به چنین كاری نكرد. بعضی از اصولگرایان بر این باور بودند كه هر دو این كاندیداها باید در انتخابات حضور داشته باشند تا آرای بیشتری از مخالفان دولت آقای روحانی به سبد اصولگرایان ریخته شود. * بنده همچون افرادی هستم كه در طول دوران انقلاب موفق شده ام آقای هاشمی را خوب درك كنم. زمانی یك جوان انقلابی بودم وبا رفتار سیاسی آقای هاشمی به خوبی آشنا بودم، در نماز جمعه های ایشان شركت می كردم. این در شرایطی است كه در دولت ایشان در معاونت سینمایی حضور داشتم و ایشان رفتار فوق العاده ای در این زمینه داشتند.شرایط به شكلی بود كه بزرگ ترین حامی من در سینما آقای هاشمی بود.به همین دلیل هم بود كه من در مدت یك سال و نیم موفق شدم كارهای بزرگی در سینما انجام بدهم.آقای هاشمی خدمات زیادی به كشور انجام داده است. با این وجود بنده معتقدم خطاهای راهبردی هم در رویكرد ایشان وجود داشته است. * برخی عنوان می كنند كه هزینه ای كه براثر مناظره های سه انتخابات ریاست جمهوری 88، 92 و 96 به نظام وارد شد بسیار زیاد بوده و من هم با این دیدگاه موافق هستم. با این وجود معتقدم تخریب هایی كه در مناظرات سال96 انجام گرفت به مراتب از سال 88 بدتر و مخرب تر بود.در سال 88 آقای احمدی نژاد از عبارت «خس و خاشاك» بهره برد كه منظور ایشان به همه حامیان انتخاباتی رقیب نبود. ایشان حتی چند بار درباره این مسأله توضیح دادند و عنوان كردند منظور ایشان كسانی بوده كه فضا را تعمدا متشنج كرده بودند.با این وجود در آن مقطع زمانی استفاده از این عبارت تأثیر خویش را بر جای گذاشت.بنده با استفاده از لفظ «آشغال» درباره اعتراض كنندگان اخیر هم مخالفم. كسی نباید با چنین ادبیاتی با اعتراض كنندگان صحبت كند. * در سال 92 من پیش از مناظرات به میان كاندیداها می رفتم و با آنها درباره شیوه مناظره صحبت می كردم. بنابراین هم مشاهده می كردم كه در پشت صحنه بین كاندیداها بگو وبخند وجود دارد و روابط محترمانه است.ماجرای جالب در سال92 این بود كه ما به علت طولانی شدن مناظرات قصد داشتیم به كاندیداهای ریاست جمهوری چای و شیرینی بدهیم.به همین دلیل هم این مسأله را باهمه كاندیداها مطرح كردیم و عنوان كردیم ما تصمیم داریم در زمانی كه دوربین روی شما نیست به شما چای و شیرینی بدهیم. البته نوع شیرینی را هم بنده قبلا مشاهده كرده بودم كه مثلا شیرینی ناپلئونی نباشد كه هنگام خوردن روی صورت، ریش و یا عبای كاندیداها بریزد و بعدا از ما گلایه كنند. هنگامی كه شیرینی خریداری شد من شخصا شیرینی را آزمایش كردم تا مشكلی وجود نداشته باشد.با این وجود هنگامی كه این مسأله را با كاندیداها در بین گذاشتیم همه استقبال كردند به جز آقای روحانی و عارف كه به شكل مشكوكی به هم نگاه می كردند.بنده مجددا تاكید كردم كه ما قصد چنین كاری داریم كه آقای عارف در پاسخ به بنده عنوان كردند «شما كه ریش و قیچی دست خودتان است هر كاری دوست دارید انجام بدهید». * سه هفته قبل منزل آقای احمدی نژاد بودم. ایشان به ما شام هم دادند كه این دیدار در حدود چهار ساعت به طول انجامید.دو نفر دیگر هم بودند كه از ذكر نام آنها معذورم.بحث های ما در فضای سیاسی كشور بود.دغدغه هایی كه ما در این دیدار مطرح كردیم بیشتر دلسوزی هایی بود كه نسبت به یكدیگر داشتیم.نكته دیگر اینكه من دوست داشتم دیدگاه های آقای احمدی نژاد را بعد از دستگیری آقای مشایی و بقایی بشنوم و بنابراین هم در این زمینه صحبت كردیم.مطالبی هم بنده با ایشان درمیان گذاشتم كه احساس می كردم ایشان نسبت به آنها اشراف ندارند. این مسائل بیشتر درباره فضای رسانه ای جهانی بود.بنده تلاش كردم در این دیدار شرایط مصالحه و مرتفع ساختن بعضی از سوءتفاهم ها را مهیا كنم. * در این دیدار مانند همه دیدارهایی كه انجام می دهم نه همه استدلال های ایشان را پذیرفتم و نه ایشان چنین نگاهی داشت. با این وجود استدلال هایی كه برای یكدیگر مطرح می كردیم می توانست برای هم مفید باشد و راهی برای جلوگیری از واگرایی های كه هم می توانیم خودمان عامل آن باشیم و هم اینكه از بیرون به ما تحمیل شود.من دلم برای هاشمی دهه 60 و احمدی نژاد 83 تنگ شده است. * من به این نتیجه رسیده ام كه انتخابات به بلای جان ما تبدیل گشته است.در ابتدا احساس می كردم انتخابات بلای جان اصولگرایان شده است. دلیل این مسأله هم این بود كه اصولگرایان احساس می كنند مدافع انقلاب و نظام هستند. با این وجود امروز به این نتیجه رسیده ام كه انتخابات بلای جان همه ما شده است.متأسفانه ما هنوز نتوانسته ایم رقابت سیاسی سازنده را نهادینه و ترویج نماییم و شخصیت های سیاسی در این زمینه ناموفق بوده اند. بنابراین هم من صدمه های انتخابات را بلای جان كشور می دانم. البته سخن من به معنای این است كه ما باید تلاش نماییم صدمه های انتخابات را كاهش بدهیم وگرنه اصل انتخابات را یك امر ضروری و كتمان ناپذیر می دانم.به همین دلیل هم مسأله اصلی من انتخابات نیست.به نظر من شكستن كلیشه رقابت جریان های سنتی و نخ نمای سیاسی برای فضای جدید و متفاوت نسبت به اصل انتخابات اولویت دارد. 1717

1397/02/15
12:58:47
5.0 / 5
16
تگهای خبر: حامی , زندان
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۵ بعلاوه ۲
حقوق و وكالت، مشاوره حقوقی آنلاین و خدمات وكالتی
alameadl.ir - حقوق مادی و معنوی سایت علم عدل محفوظ است

علم عدل - وکالت و حقوق علم عدل

حقوق و وکالت