پدیده سلبریتی های مذهبی

پدیده سلبریتی های مذهبی به گزارش علم عدل فارس نوشت: وقتی مداح جوانی آن قدر معروف می شود كه از سراسر كشور دعوتش می كنند، مجبور است برای خود مدیر برنامه ای دست و پا كند كه دعوت ها را سامان بدهد و اگر آن شخص مدیریت برنامه های چند مداح را بر عهده داشته باشد، می پرسد: «مداح با چه آپشنی می خواهید؟!»


مهدی زنگنه، شاعر، مستندساز و پژوهشگر حوزه مداحی كشورمان در یادداشتی انتقادی و دردمندانه دست به مقایسه سلوك مداحان گذشته و سبك زندگی ذاكران امروزی زده است. قسمت هایی از یادداشت زنگنه را بخوانید:
«پیرمرد در جمع دوستان و شاگردانش نشسته بود. ناگهان مردی میانسال كه دست فرزند نوجوانش را محكم گرفته بود بر آنها وارد شد. روبروی پیرمرد نشست و اظهار داشت: فرزندم بیماری لاعلاجی دارد و پزشكان از او قطع امید كرده اند. كمكم كنید. پیرمرد یك حبه قند از قندان روی زمین برداشت؛ سلامی به اباعبدالله عرض كرد؛ اشكش جاری شد؛ قند را با اشك چشمانش مرطوب كرد و در دست پدر نگران گذاشت. مرد از جا برخاست و به همراه فرزندش رفت. حاضرین در سكوت و تعجب فقط نظاره كردند. فردای آن روز مرد میانسال باردیگر دست در دست فرزندش اما این دفعه گریان وارد شد. به سمت پیرمرد رفت و اظهار داشت: امروز پزشكان گفتند پسرم شفا گرفته! این ماجرا مربوط به ده قرن پیش نیست؛ و آن پیرمرد هم شیخ صدوق یا علامه حلی نبوده است. هنوز سی سال از وقوع این داستان نمی گذرد. البته آن پیرمرد نیز مرحوم شیخ جعفر مجتهدی یا آیت الله بهجت (ره) نیست. پیرمرد این قصه مداح ساده و بی آلایشی به نام مرحوم نادعلی كربلایی است و بسیاری از حاضرین آن جلسه هم كه شاهد آن ماجرا بودند، هنوز در قید حیات اند. حاج نادعلی پدر سه شهید و رئیس جامعه مداحان غرب تهران بود كه شاگردان فراوانی را تربیت و راهی محافل مذهبی كرد. در زندگی او و خیلی از ذاكران قدیمی و پیرغلامان دوده (ع) كراماتی از این دست كم نبوده و نیست. آنها روضه خوانان صاف و زلالی بودند كه مردهای متعصب قدیم اهل و عیال شان را با اعتماد به چشم پاك ایشان رها می كردند تا به خانه شان بیایند، عبا بر دوش گوشه ای روی یك صندلی ساده بنشینند، برای بانوان حاضر در مجلس چند خط روضه سیدالشهدا بخوانند، چای روضه را بنوشند، صله اندك را از داخل نعلبكی بردارند و در كمال احترام بروند تا یك ماه بعد باردیگر بیایند و با صدای زخمی شان دل های اهل خانه را ببرند كربلا. اغلب آنها پاكت هایی را كه از بانی ها می گرفتند نمی شمردند و برایشان روضه خانگی پیرزنی تنگدست با مجلس فلان بازاری ثروتمند تفاوتی نداشت. پای ثابت نماز جماعت مسجد محله بودند و مسجدی ها در غیاب روحانی پیش نماز، به آنها اقتدا می كردند. حالا تنها بعد از گذشت دو یا سه دهه از زندگی مرشداكبرها و نادعلی ها و علامه ها و شاه حسین ها و ناظم ها، سبك زندگی و مختصات اجتماعی مداحان دوده (ع) آنچنان تغییر كرده كه برخی مداحان رنگ ساعت و دكمه سرآستین شان را با دكور پشت سرشان هماهنگ می كنند! آرایشگر خصوصی دارند و با مدل موهای خامه ای و تیفوسی و تَن تَنی روی منبر امام حسین (ع) می ایستند! دندان هایشان را به رنگ صدفی لمینت می كنند، فالوور می خرند و برای تبلیغات هیات هایشان به برخی كانال های مجازی و صفحات اینستاگرام پول می دهند! كم كم واژه هایی مانند مداحان سلبریتی یا سلبریتی های مذهبی، واژه هایی پرتكرار در ادبیات غیررسمی هیاتی ها شده است. البته هر دوره تاریخی خاصیت ها و اقتضائات خودش را دارد و نمی توان با متر و معیار گذشته ها و گذشتگان، امروز و امروزی ها را اندازه گیری نمود. لكن هیات ها، مداحان، مداحی ها و محصولات فرهنگی وابسته شان، زیرمجموعه دین و آیین های دین مدارانه محسوب می شوند؛ پس باید رواج پدیده های فرهنگی در این عرصه با اصول و مبانی دینی سنجیده شود. هنگام بررسی واژه های تركیبی مانند مداح سلبریتی یا سلبریتی مذهبی، ابتدا باید هر دو واژه را در حیطه ادبیات خودشان معنا كرد. برای اینكه خاستگاه این واژگان كیلومترها از یكدیگر فاصله دارد. بنیان های تاریخی و اعتقادی مداحی و مدح دوده عصمت و طهارت در قرون اولیه ظهور اسلام و ریشه واژه سلبریتی در سبك زندگی انسان مدرن و گسترش رسانه های تكنولوژیك نوین است. مضاف بر این كه سلبریتی گری و زندگی با قواعد حرفه ای یك سوپراستار در قالب اصول و قواعد سبك زندگی دینی قابل بحث و بررسی است. مداحان و رسانه ها قبل از ورود رادیو به ایران، پرده خوانان و نقالان در قهوه خانه ها و امامزاده ها و كنار سقاخانه ها در تمام ایام سال، به نقل داستان های زندگی امامان و وقایع عاشورا و قصه های شاهنامه می پرداختند. در مناسبت های خاص مذهبی و روزها و شب های ماه های محرم و صفر و رمضان نیز روحانیون و مداحان و تعزیه خوان ها در مساجد و حسینیه ها و تكیه ها، مردم را با فضایل و مصیبت های وارده بر دوده (ع) آشنا می كردند. با تاسیس نخستین ایستگاه رادیو در شهر تهران، رفته رفته تمام تابلوهای نقاشی قهوه خانه ای و پرده های نقالی از در و دیوارها جمع شدند و جعبه ای قصه گو به نام رادیو جای همه آنها گرفت. بدین سبب بیان سیره و احادیث و داستان های زندگی معصومین به منبرهای مساجد و حسینیه ها منحصر شد. بعد از آن پرده نقره ای سینما و جعبه جادویی تلویزیون نیز به این ماجرا دامن زد. در سال های حكومت پهلوی پخش صدای سخنرانی های مرحوم حجت الاسلام فلسفی از رادیو، یك اتفاق نادر و مثال زدنی برای اهل منبر به حساب می آمد. هم چنین پخش مدح خوانی ها و مناجات خوانی های مرحوم ذبیحی از رادیو نیز برای علاقه مندان به آوازهای مذهبی فرصتی استثنایی بود. سهم واعظان و مداحان در رسانه های رسمی مانند رادیو آن قدر ناچیز بود كه امام خمینی (ره) در ۱۸ شهریور ۱۳۴۳ در مسجد اعظم قم فرمود: «اگر این رادیو را روزی دو سه ساعت در اختیار ما بگذارند، ما مردم را با احكام اسلام آشنا می كنیم؛ دنیا را آشنا می نماییم با اسلام...» بعد از انقلاب همه چیز دگرگون شد و رسانه ها در اختیار انقلابیونی قرار گرفت كه سال ها در انتظار چنین موقعیتی بودند. البته تا پیش از شروع جنگ تحمیلی، سهم روحانیون و قاریان قرآن و گروه های سرود كه قرار بود پیام اسلام و انقلاب را منتقل كنند به نسبت مداحان بسیار بیشتر به نظر می رسید. چه بسا كه خیل كثیری از مداحان سنتی دوده با تصویربرداری از مجالس روضه مخالف بودند. باور آنها این بود كه حضور دوربین های فیلمبرداری در هیات ها، اخلاص مداح و مستمعین را تحت شعاع قرار می دهد. با آغاز جنگ و پخش فیلم نوحه خوانی حاج صادق آهنگران در حسینیه جماران هنگام دیدار عشایر خوزستان با امام خمینی (ع) از تلویزیون، برگ تازه ای در تاریخ مداحی كشور ورق خورد. البته حاج صادق برای خواندن در محضر امام (ره) با هیچ كس لابی نكرده بود و حتی خبر نداشت كه دوربین های صدا و سیما در حال تصویربرداری از آن مجلس هستند. كاركردهای تبلیغاتی مداحی در هشت سال دفاع مقدس و بعد از آن، سبب شد مداحان در عرصه های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی به جایگاهی برسند كه تا قبل از آن سابقه نداشت. با وقوع دوم خرداد ۱۳۷۶ و شكاف های عمیق فرهنگی در جامعه، قسمتی از حاكمیت كشور كه نگران انحرافات فكری و فرهنگی جوانان بود، میدان های جدیدی را برای تعداد معدودی از مداحان باز كرد تا جوانان را به هیات ها جذب كنند. آنها نیز با خواندن ملودی هایی بدیع و جوان پسند طیف گسترده ای از جوانان را به مجالس مذهبی می كشاندند. تفكری كه این جریان را هدایت می كرد معتقد بود همان گونه كه بعضی از جوانان به ستاره هایی مانند ورزشكاران و بازیگران علاقه دارند، جوانان مذهبی نیز به چهره هایی نیاز دارند كه آنها را الگوی خویش قرار دهند. در نظرگاه آنان مداحان بهترین گزینه برای این جریان بودند. تا اوایل دهه هشتاد این میدان فقط برای تعداد معدودی از ذاكرانِ برآمده از فضای جبهه و جنگ مهیا بود. اما با رشد و گسترش رسانه های غیر رسمی از گوشه و كنار كشور، سی دی های صوتی و تصویری مداحانی به دست هیاتی ها می رسید كه پیش از آن در قاب تلویزیون دیده نشده بودند. به مرور زمان پای دوربین های عكاسی و تصویربرداری به بسیاری از هیات ها باز شد و بنرهای تبلیغاتی هیات ها با نام مداحان جوان و جویای نام از در و دیوار شهرها آویزان شد. مداحان به سوژه اصلی سایت ها و خبرگزاری های مذهبی تبدیل شدند و هیچ كس نمی پرسید این جوان خوش صدا كه عده ای را زیر علم سیدالشهدا دور خویش جمع كرده، در محضر كدام استاد اخلاق و مداحی پرورش یافته است؟ آیا برای رسیدن به شهرت از استادش اجازه گرفته ؟ آیا آمادگی های روحی و اخلاقی را دارد؟ و از همه مهم تر خودش به دنبال كسب شهرت است یا عنایت دوده (ع) و دست روزگار او را به این موقعیت رسانده؟ هیچ نهاد حكومتی یا درون صنفی نیز وجود نداشت كه بر ماجراها نظارت كند! مداحان امروزی طی چند سال اخیر فراگیری فضاهای مجازی خصوصاً اینستاگرام همان گونه كه برای بسیاری از عرصه های فرهنگی و اجتماعی ما تعیین تكلیف می كند، جریان مداحی را نیز پیش می برد. هر هیات و هر مداح یك صفحه مجازی باز می كند و عكس ها و ویدئوهایش را به اشتراك می گذارد. البته قضیه به همین جا ختم نمی گردد. بر اساس همان تفكر ستاره سازی مذهبی، بعضی از آنها همانند سلبریتی های ورزشی و هنری به غیر از تصاویر مداحی شان، بخش هایی از زندگی شخصی و علاقمندی هایشان را نیز برای فالوورهایشان به نمایش می گذارند. جشن تولد می گیرند و با حضور روحانیون و میاندارها و هیاتی ها كیك تولد می برند! حاضرین كف می زنند و دم می گیرند: تولد تولد تولدت مبارك... بیا شمعا رو فوت كن... كه صد سال زنده باشی...! ذاكران ائمه اطهار در طول تاریخ عزاداری شیعه، یا وابسته به حوزه های علمیه بودند یا برآمده از طبقه اجتماعی پهلوانان و ورزشكارانی كه در گود زورخانه ها علی علی گویان كباده می كشیدند و می چرخیدند. حالا با مداحانی «تین ایجر» مواجهیم كه مثل مدلهای صنعت مدلینگ از انگشترهای رنگارنگ و تی شرت هایشان عكس می گیرند و استوری می كنند! با این تفاوت كه روی انگشترها و لباس هایشان اسامی مقدس دوده (ع) نقش بسته است. شاید ظاهر قصه اینان با سلبریتی های غیرمذهبی متفاوت باشد، اما درونمایه ماجرا همان است. سلبریتی گری یك سبك زندگی است كه با سیره موالیان شیعه و آموزه های ایشان در تضادی آشكار است. اساس سلبریتی گری در كسب شهرت و كوشش برای حفظ آن است. در صورتیكه تمام بزرگان دین اسلام رستگاری انسان را در گریز از شهرت دانسته اند. این روزها هر از گاهی سخنرانی ها و مقالات و یادداشت هایی لطمه شناسانه درباره وضعیت مداحی كشور منتشر می شود. گاهی ملودی ها و اشعار نقد می شود؛ و گاهی دستمزدهای نجومی مورد هجمه قرار می گیرد. غافل از آن كه علت اصلی آفت ها و لطمه های مداحی امروز را باید در رذیله اخلاقی شهرت طلبی و رواج این گونه سبك زندگی جستجو كرد. وقتی یك مداح جوان برای كسب شهرت یا از دست ندادن آن، باید هر جلسه چندین نوحه یا سرود جدید ارائه كند، ناچار است هر شعر و ملودی سست و بی مایه ای را كه به دستش می رسد بخواند. وقتی مقرر است صفحات مجازی هیات ها روزانه چندین پُست جدید و جوان پسند بارگذاری كنند، شركت ها و استودیوهایی تاسیس می شوند كه با چندین دوربین و كِرِین و اسپایدركم به هیات می آیند و تصویرهایشان را به سبك كلیپ های كنسرتهای كاباره ای با ریتم تند و پلان های شلوغ تدوین می كنند! وقتی یك مداح جوان آن قدر معروف می شود كه از سراسر كشور دعوتش می كنند، او نیز مجبور است برای خود مدیر برنامه ای دست و پا كند كه دعوت ها را سروسامان بدهد و اگر آن شخص مدیریت برنامه های چند مداح را بر عهده داشته باشد در پاسخ بانیان هیات ها می گوید: «مداح با چه آپشنی می خواهید؟!» سلبریتی گری یكی از آفت های مخرب تمام شاخه های فرهنگی و هنری است. این فرهنگ مبتنی بر نگاه های سودانگارانه به چهره های شاخص است. فرهنگی رسانه ای كه هنر را به صنعت نزدیك می كند. هنوز كه هنوز است چه بسیارند هنرمندان برجسته موسیقی و تئاتر و نقاشی و... كه به این فرهنگ تن نداده اند. هنر در نظرگاه آنها مقدس تر از آن است كه به اغراض و امراض تاجران هنر آلوده شود. و حالا مداحی بعنوان مقدس ترین هنرها در آغاز مسیری است كه فرجامش فراموشی اصالت ها و ریشه هاست. محبان آل الله هنوز به دنبال ذاكرانی با اخلاص هستند كه در چهره هایشان نور خدا را ببینند و برای شفای بیمارانشان از اشك چشمان آنان تبرك بجویند. اما این روزها بحث و گفت و گو پیرامون تعداد فالوورها، تصاویر سلفی با سلبریتی های رشته های دیگر، بِرَندهای لباس و كفش و ساعت و... در بین مداحان جوان، داغ تر از كشف نكات تاریخی جدید و یافتن مقتلی گمنام و حفظ قصیده ای تازه است. دیروز مایه ی مباهات مداحان، حفظ اشعار صغیراصفهانی و نیرتبریزی و كمپانی بود؛ و امروز افتخار عده ای تعداد بازنشر ویدئوی مداحی شان در اینستاگرام است! روز گذشته آرزوی مداحان رسیدن به بیت مراجع تقلید و روضه خوانی در محضر علما بود؛ و امروز مسابقه بر سر حضور بازیگران و فوتبالیست ها در هیات هاست! روز گذشته مداحان و شاعران آیینی از شهرت فرار می كردند؛ و امروز عده ای دست به دامان تهیه كنندگان تلویزیون می شوند تا در مناسبت های مذهبی چند دقیقه روی آنتن صداوسیما باشند! امروز با روز گذشته خیلی فرق دارد! البته تنها راه اصلاح در درون این خانواده باید شكل بگیرد و پیچیدن هیچ نسخه ای بیرون از این دایره قابل پذیرش و راهگشا نخواهد بود. ای كاش یكی از مداحان صاحب نام این سرزمین عزمش را جزم كند و باوجود مخالفت های احتمالی تمام صفحات مجازی اش را ببندد تا به بعضی ها ثابت شود كه نوكری اباعبدالله در گرو فالوورها و لایك ها و كامنت ها نیست! جامه خادمی امام حسین (ع) لباس شهرت نیست و بیشتر از این دنیا در جهان آخرت به یاری خادمان خواهد آمد. بر من لباس نوكری ام را كفن كنید نوكر بهشت هم برود باز نوكر است ۲۴۱۲۴۱


منبع:

1398/09/30
13:58:32
5.0 / 5
3128
تگهای خبر: پزشك , تكنولوژی , حكم , دانش
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۱
حقوق و وكالت، مشاوره حقوقی آنلاین و خدمات وكالتی
alameadl.ir - حقوق مادی و معنوی سایت علم عدل محفوظ است

علم عدل - وکالت و حقوق علم عدل

حقوق و وکالت